زری نعیمی

Take a look here on how to setup your blog page: http://uxthemes.helpscoutdocs.com/article/49-2-2-homepage-blog-setup

July 9, 2015

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «یه دقیقه حرف نزن»

یه دقیقه ساکت باش! یه دقیقه شلوغ نکن! یه دقیقه گوش بده! یه دقیقه جم نخور! یه دقیقه نگاه کن! یه دقیقه حواستو جمع کن! یه […]
June 22, 2015

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «معبد لاک‌پشت»

چه کسی گفته ما، خوانندگان محترم، به خواندن «سیاه‌‌مشق‌»ها نیاز نداریم؟ پس سیاه‌مشق‌ها را باید چه کار کرد؟ حیف است آدمیزاد بنویسد و بگذارد در بایگانی […]
June 22, 2015

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «وارونگی»

«من در آستانه‌ی سی و دو سالگی تنها یک خیابان با خانه‌ی اجدادی‌ام فاصله دارم و این، اگرچه اتفاقی، نشانه‌ای از پیوند من است با گذشته‌ام. […]
May 29, 2015

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «دود»

خودش را در یک جمله تعریف می‌کند: «من زیادی تن می‌دهم.» او، حسام است. شوهر مهتاب بوده و پدر درسا، دوست لادن و حالا با زهره […]
January 29, 2015

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «جیرجیرک»

زری نعیمی: پسر، یدی زاگالو است. پدر عاشق فوتبال است و پسر بیزار از فوتبال. پدر با توپی که به رویاهایش می‌خورد می‌میرد: «توپ خورد به […]
January 11, 2015

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «سیب ترش»

«امکان جور دیگر زیستن هم» زری نعیمی «سیب‌ ترش» رابطه‌ی تنگاتنگی دارد با مثلث. اولین مثلثش را با عشق می‌سازد: عطا تهرانی، لادن سلوکی و ماهرخ […]