یادداشت «نسرین اسدی» درباره‌ی کتاب «جناب آقای شاهپور گِرایِلی همراه خانواده»

«ویلای دلگیر» به بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب می‌رسد
April 3, 2015
مصاحبه با «پدرام ابراهیمی» درباره‌ی کتاب «نئو گلستان»
April 3, 2015

نسرین اسدی: رمان «جناب آقای شاهپور گِرایِلی همراه خانواده» درباره‌ی خانواده‌ای ساکن طبقه‌ی متوسط جامعه است که برای رفع نیاز مالی منتظر برنده‌شدن پنج میلیون تومان پول از صندوق قرض‌الحسنه محله است. «فرهاد بابایی» ماجرای این وام را در 315 صفحه روایت و آن را نشرچشمه منتشر کرده است.
رئالیسم اجتماعی آغشته به اندکی فانتزی، فضای کلی زندگی آدم‌های این رمان را نشان می‌دهد. تلاش برای به دست آوردن پول و رفع نیاز مالی که گاهی به حاشیه می‌رود، تمام دغدغه آدم‌های این رمان است. قهرمان داستان «فرزین» پسر شانزده‌ساله و یکی از چهار فرزند این خانواده است. نوع پوشش، رفتار، گفتار و تفکر هر یک از افراد خانواده فضای رمان را کاملا رئال و باورپذیر کرده است. اما نگاه‌های فانتزی‌گونه نویسنده و ورودش به ذهن پسر، گاهی میان واقعیت و تخیل فاصله می‌اندازد. فرزین نوجوانی ساکن تهران با تمام دغدغه‌های نسل حاضر است. احترام به بزرگ‌تر و همه‌ی آنچه نسل گذشته برایش محترم است، برای این نسل کوچک‌ترین اهمیتی ندارد. تفکر، منش و رفتار فرزین به قدری با نسل پیشین متفاوت است که گاهی حتی پدر و مادر او متوجه معنای کلامی که به کار می‌برد، نمی‌شوند. دغدغه‌ی فرزین همانند همه‌ی همسالان او فردیت خودش است. او در این رمان ناظر اتفاقاتی است که خانواده‌اش آن را می‌سازند. نویسنده در این رمان در قالب «فرزین» نماینده‌ای از نسل حاضر را به خوبی به تصویر کشیده است؛ به‌طوری که هر یک از ما می‌توانیم نمونه‌ای از تفکر، کلام و رفتار فرزین را در همسالان او ببینیم.
یکی از ویژگی‌های خاص این رمان نثر و لحن گفت‌وگوهاست. لحن و زبان کاراکترها در نحوه‌ی شخصیت‌پردازی، نوع تکیه‌کلام‌ها و نحوه‌ی بیان آن، به خوبی توانسته شخصیت هر یک را معرفی کند. نویسنده سعی کرده است زبان شخصیت‌هاخصوصا شخصیت اصلی (فرزین)- را به زبان امروز جامعه نزدیک کند. زبان نسلی که گاه کلمات‌شان را در فرهنگ لغات رسمی و دایره‌المعارف‌ها نمی‌توان یافت .به‌طوری که جابه‌جا شاهد اصطلاحاتی هستیم که امروزه ورد زبان نسل جوان تهران‌نشین شده است. زبانی که اکنون دیگر نمی‌توان آن را مختص جنوب‌شهر یا طبقه‌ی خاصی دانست.
رمان از وحدت مکان و زمان برخوردار است. تنها تغییر مکانی که در داستان رخ می‌دهد، آغاز آن و فصل ورود مادربزرگ به خانه است. فرزین برای آوردن مادربزرگ به ترمینال می‌رود و برای یافتن او ماجرایی را پشت‌سر می‌گذارد، از ترمینال تا تاکسی گرفتن و داروخانه و رفتن فرزین به شیرینی‌فروشی برای خرید سفارشات مادربزرگ، با جزئیات کامل روایت می‌شود. پس از آن تمامی حوادث در خانه گرایلی و محله آنها رخ می‌دهد. اگر فصل آغازین را از این رمان حذف کنیم وحدت مکان در کل رمان حفظ می‌شود. اما رمان با ورود مادربزرگ آغاز می‌شود و ما انتظار داریم مادربزرگ «حبشه» نقش موثری در روند رمان داشته باشد اما در پایان متوجه می‌شویم نه‌تنها این تاکید ضرورتی نداشته بلکه وحدت مکان را نیز از بین برده و بی‌دلیل بر ورود مادربزرگ تاکید داشته است .به‌طوری که اگر فصل ورود «حبشه» را از رمان حذف کنیم، نه‌تنها خللی در کل ماجرا ایجاد نمی‌کند، بلکه ذهن مخاطب را از علت تاکید بر این ورود هم آزاد می‌کند.
رمان با جزئیات و ریزبینی کامل، دو ماه پایان سال یک خانواده را مرور می‌کند که تلاش می‌کنند تا در قرعه‌کشی پایان سال برنده شوند. این جزئیات نه‌تنها کسل‌کننده نیست بلکه مخاطب را بیشتر درگیر ماجرا می‌کند و کشش لازم را برای دنبال کردن بقیه داستان به وجود می‌آورد. تنها در جایی که فرزین وارد دنیای تخیلی خود می‌شود و به قول خودش ابر می‌شود، اتصال بین فصل‌ها و اتفاقات از بین می‌رود و حتی لحن فرزین نیز در این بخش تغییر می‌کند. او دیگر از آن اصطلاحات خاص نسل خودش بهره‌ای نمی‌برد و حتی طنزی هم در کلامش نیست. او کاملا جدی و با ادبیات و لحنی متفاوت سخن می‌گوید. این شکست در لحن، زبان و نوع روایت؛ فاصله‌ای ایجاد می‌کند که باعث می‌شود یک‌دستی رمان از دست برود.
با خواندن این رمان به دنیای متفاوت نسلی وارد می‌شویم که درک نمی‌شوند، پذیرفته نمی‌شوند و حتی خودشان، خودشان را جدی نمی‌گیرند. نسلی که همه ظاهر و حتی تکیه‌کلام‌شان هم تغییر کرده است، اما آن‌ها هم رویایی دارند. وقتی ابر می‌شوند و از دنیای خیال زندگی را می‌بینند نه‌تنها با نسل پیشین که با نسل بشر رویا و کلامی مشترک پیدا می‌کنند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *