یادداشت «محمود قلی‌پور» درباره‌ی کتاب «جناب آقای شاهپورگرایلی همراه خانواده»

یادداشت «زری نعیمی» درباره‌ی کتاب «یه دقیقه حرف نزن»
July 9, 2015
جلسه‌ی نقد و بررسی مجموعه‌داستان «خودزنی»
July 11, 2015

نوشتن رو به جلو

ماجرای رمان «جناب آقای شاهپورگرایلی همراه خانواده» مربوط به خانواده‌ای متوسط ساکن محله‌ی نظام‌آباد تهران است که به علت مشکلات اقتصادی، دل به قرعه‌کشی صندوق وام محله خوش کرده‌اند. دختر بزرگ خانواده، نیلوفر دو خواستگار دارد که هیچ‌کدام از این خواستگارها از نظر فرزین، تنها پسر خانواده و راوی کتاب، لیاقت ازدواج با خواهر را ندارند؛ اما یکی از این خواستگارها، پسر مسئول قرعه‌کشی وام دوره‌ی پیش‌رو است و همین مساله باعث می‌شود تا برنده‌شدن در قرعه‌کشی را با موافقت با ازدواج نیلوفر و سامان معامله کنند.
رمان با تمرکز بر مشکلات اقتصادی طبقه‌ی متوسط جامعه، به بررسی روابط اجتماعی حاکم بر این طبقه می‌پردازد. اینکه «فرهاد بابایی» توانسته تئوری‌ را به درام تبدیل کند، اتفاق بزرگی در عرصه‌ی داستان‌نویسی ایران به حساب می‌آید. سال‌هاست در کشورهای دیگر که پیش‌رو در داستان‌نویسی هستند، پای تئوری‌های اقتصادی و سیاسی و حتی زیست‌محیطی به ادبیات باز شده اما همچنان در ایران دیوارهای کج ادبیات عاشقانه سایه‌ی سنگین و مهلک خود را بر سر نویسندگان گسترانده است. در این مجال کوتاه قصد نقد ادبیات بی‌رمق و کم‌اثر دهه‌ی اخیر را ندارم بلکه بیشتر می‌خواهم درباره‌ی علل موفقیت کتابی حرف بزنم که با شجاعت از این دیوار رو به نابودی عبور کرده و متاسفانه با تمام نوآوری و اندیشه‌ی‌ جاری در رمان، مغفول مانده است. فرهاد بابایی، بسط رخدادهای اجتماعی (ازدواج نیلوفر و سامان)، را تابعی از اقتصاد (برنده‌شدن در قرعه‌کشی صندوق محله)، دانسته و همان‌گونه که جامعه‌ي بیماری را برایمان به تصویر می‌کشد، اقتصاد بیمار را هم به وضوح نشان می‌دهد. «آدام اسمیت» در تشریح انسان منفعت‌طلب از کنش اجتماعی بیمار سخن به میان می‌آورد و می‌گوید تنها کنش‌های غیر‌سود‌طلبانه، روابط اجتماعی سالم را شکل می‌دهند. او می‌گوید خانواده جهت اصلی فعالیت‌های اقتصادی را تعیین می‌کند و این فرهنگ و ارزش‌ها هستند که یک ملت و جامعه را منفعت‌طلب می‌کند که اگر سر سوزنی از ارزش‌های خیرخواهانه کاسته شود، فاجعه‌ای اجتماعی رخ خواهد داد. با این نگاه، بابایی توانسته به خوبی به این فاجعه تلخ بپردازد و هشدار خود را به‌عنوان عضوی از قشر فرهنگی جامعه مطرح کند. او خود را درون چارچوب بی‌فایده ادبیات رمانتیک تاریخ‌مصرف گذشته محصور نکرده و در رمانش بی‌هیچ تردیدی چه به‌عنوان نویسنده به مثابه دیده‌بان مسائل اجتماعی و چه به‌عنوان کنش‌گر فرهنگی، گامی به جلو برداشته است و به همین دلیل کارش اثری مهم و تاثیرگذار در ادبیات این روزهای ایران به حساب می‌آید.
مساله‌ی دومی که باید درباره‌ی آن صحبت کرد، جنس طنز موجود در کار اوست. پیش از پرداختن به بحث اصلی این طنز باید یادآور شد که لحن و زبان طنز راوی رمان، توانسته تا حد بسیاری تلخی شرایط حاکم بر داستان را تلطیف کند. خانواد‌ه‌ای که راه نجات خود را در اخذ وام پنج میلیون تومانی می‌بینند و آرزوهای همه‌ی اعضای این خانواده شش نفره روی همین مقدار پول پایه‌ریزی می‌شود. این امر به خودی خود در ابتدا موقعیتی گروتسک را در ذهن متبادر می‌کند و بعد از آن سادگی مناسبات این مردم را.
خلق چنین موقعیتی به خودی خود طنز است، اما این طنز نه به علت رویاهای بزرگ افراد با ابزارهای کوچک و بی‌اثر و حتی لحن راوی، که به خاطر روبه‌رو شدن با خویشتن است. گویی در این رمان، به صدای ضبط شده خود گوش می‌دهیم؛ تلخ، خجالت‌بار و البته مضحک. به واقع فرزین گرایلی خود ما هستیم؛ مایی که از شدت ناامیدی به زبانی طنز، ناشی از بی‌خیالی پناه برده‌ایم. هیچ چیز ارزش آن را ندارد که متفکر و جدی به گوشه‌ای خیره شویم و افسوس وضعیت کنونی را بخوریم. باید در ابر سیاه بالای سر خود غوطه‌ور شویم؛ خانواده چیکینی را ببینیم که آنها هم مثل ما هستند؛ همسایه‌ی روبه‌رویی ما، تمام مردم نظام‌آباد و تمام مردمی که سوار اتوبوس بی‌آرتی خط میدان آزادی به تهران‌پارس می‌شوند و اصلا تمام مردم ایران و بعد دوباره سقوط کنیم به همین بستر قطعی و دردناک واقعیت کنونی. جنس طنز بابایی در رمانش، از این جنس است. جنس عدم حضور دیگری، دیگری‌ای که بخواهیم به او دست یابیم. دور همیم و خوشحال و برای این اندک خوشحالی به چیزهایی تن می‌دهیم که در لیست ارزش‌هایمان نیست و اندوهگین می‌شویم برای استیصال نیلوفر که قرار است عروس خانم جمالی شود: «فقرا نه جیبی دارند نه پولی که در آن بگذارند.»
و نکته‌ی پایانی این که، رمان «جناب آقای شاهپور گرایلی همراه خانواده» نوشته‌ی فرهاد بابایی، چه از نظر معنای هوشمندانه‌ای که انتخاب کرده و چه از نظر ساختار و فرم منسجم و تکنیکی آن، آنقدر خوب است که بتوان از ایراداتش چشم پوشید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *