چاپ چهارم کتاب «مادربزرگت رو از این‌جا ببر» منتشر شد

مراسم رونمایی و دورهمی کتاب «نئو گلستان»
April 7, 2015
«شعارنویسی بر دیوار کاغذی» به چاپ دوم رسید
April 9, 2015

چاپ چهارم «مادربزرگت رو از این‌جا ببر!» نوشته‌ی «دیوید سداریس» روانه‌ی بازار کتاب شد.

«مادربزرگت رو از این‌جا ببر» یازده داستان دارد که سداریس در این داستان‌ها زندگی و تجربیات شخصی‌اش را نوشته است. این کتاب در میان آثار سداریس فروش فوق‌العاده‌ای در آمریکا داشته و یکی از بهترین هدیه‌های کریسمس پیشنهادی روزنامه‌ی «لس‌آنجلس تایمز» هم بوده است.

سداریس اکنون ساکن لندن است و می‌گوید: «زندگی در لندن هر روز من را شگفت‌زده می‌کند و من حالا دیگر حتا خودم هم نمی‌دانم چه‌قدر از این ماجراهایی که روایت می‌کنم، واقعی هستند و سر خودم آمده‌اند و چقدرشان خیال‌بافی من است.»

سداریس عمده‌ی شهرتش را مدیون داستان‌های کوتاه از زندگی شخصی خودش است که ماهیتی فکاهی و طعنه‌آمیز دارند و نویسنده در آن‌ها به تفسیر مسائل اجتماعی می‌پردازد. او در آثارش به مسائلی همچون زندگی خانوادگی، بزرگ شدن در خانواده‌ای از طبقه‌ای متوسط در حومه‌ى شهر رالی، پیشینه و فرهنگ یونانی، مشاغل مختلف، تحصیل، مصرف مواد مخدر و… می‌پردازد و از تجربه‌ى زندگی در فرانسه و انگلستان می‌نویسد.

عنوان قصه‌های «مادربزرگت رو از این‌جا ببر!» به این ترتیب است: «طاعون تیک»، «گوشت کنسروی»، «مادربزرگت رو از این‌جا ببر!»، «غول یک‌چشم»، «یک کارآگاه واقعی»، «دیکس هیل»، «حشره‌ی درام»، «دینا»، «سیاره‌ی میمون‌ها»، «چهارضلعی ناقص» و «شب مردگان زنده».

بخشی از داستان «گوشت کنسروی»:

«از آن‌جايی که من و خانواده‌ام بی‌اندازه باهوشيم قادريم که درون آدم‌ها را ببينيم، انگار از پلاستيک سفت و شفاف ساخته شده‌اند. می‌دانيم بدون لباس چه شکلی هستند و عملکرد مذبوحانه‌ی قلب و روح و امعاواحشاشان را می‌بينيم.

وقتی يک نفر می‌گويد “چه خبرا پسر!” می‌توانم بوی حسادتش را حس کنم، همين‌طور ميل احمقانه‌اش را به تصاحب تمام مواهبی که ارزانی‌ام شده، آن هم با لحن خودمانی‌يی که ترحمم را برمی‌انگيزد و دلم را آشوب می‌کند. آن‌ها هيچ‌چيز راجع‌به خودم و زندگی‌ام نمی‌دانند و دنيا هم پُر است از اين‌جور آدم‌ها.

مثلاً کشيش را در نظر بگيريد، با آن دست‌های لرزان و پوستی شبيه کت چرم پارافين‌خورده، به اندازه‌ی پازل‌های پنج‌تکه‌ای که به عقب‌افتاده‌ها و بچه‌های دبستانی می‌دهند ساده و پيش‌پاافتاده است. او به اين خاطر از ما می‌خواهد رديف اول بنشينيم چون نمی‌خواهد حواس بقيه پرت شود، می‌داند که همه بدون استثنا گردن می‌کشند تا زيبايی جسمانی و روحانی‌مان را ستايش کنند. مجذوب اصل‌و‌نسب و نژادمان می‌شوند و دوست دارند بی‌واسطه ببينند که ما چه‌طور از عهده‌ی تراژدی‌مان برمی‌‌آييم. هر جا که می‌رويم من و خانواده‌ام در مرکز توجه‌ايم. “اومدن! نگاه کنين، اون پسرشونه! بهش دست بزنين، کراواتش رو بگيرين، دست کم چند تار موش رو، هر چی که تونستين!”»

چاپ چهارم «مادربزرگت رو از این‌جا ببر!» با قمیت 7500 تومان منتشر شده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *