مصاحبه با «پدرام ابراهیمی» درباره‌ی کتاب «نئو گلستان»

یادداشت «نسرین اسدی» درباره‌ی کتاب «جناب آقای شاهپور گِرایِلی همراه خانواده»
April 3, 2015
اولین کتاب از مجموعه‌ی «جهان تازه‌دم» منتشر شد
April 3, 2015

اولین کتاب از مجموعه کتاب‌های طنز «جهان تازه‌دم» با عنوان «نئو گلستان» منتشرشده است. این کتاب که نوشته‌ی «پدرام ابراهیمی» است بر مبنای گلستان سعدی و حکایت‌های آن نوشته شده و سه بخش «در معنا»، «در صورت» و «در پرانتز» دارد.

در ادامه گفت‌وگوی کوتاهی را با ابراهیمی نویسنده‌ی کتاب می‌خوانیم:

آقای ابراهیمی اصولا «نقیضه‌نویسی» بر آثار بزرگ و شوخی با آن‌ها امری قدیمی در ادبیات ایران و جهان است. آیا «نئو گلستان» هم نوعی «نقیضه‌نویسی» به حساب می‌آید؟

همین قدیمی‌بودن قالب و وجود متن‌های بسیار این چنینی، بزرگ‌ترین ریسک من در برداشتن چنین ایده‌ای بود. تا حدی که گمان می‌کنم بخشی از مخاطبان به صرف مطلع‌شدن از قالب کتاب، دوست نداشته باشند آن را بخوانند. ولی در من اطمینانی وجود داشت از این که می‌توانم حرف نویی بزنم. همین اطمینان باعث شد در سال 92، چند ماه تمام فعالیت‌های مطبوعاتی و غیر مطبوعاتی خود را رها کرده و کتاب را به اتمام برسانم. این کتاب هم نقیضه است و هم نظیره. در بخش «در معنا»، حکایات از گلستان است ولی نتیجه‌گیری منطبق بر نتیجه‌گیری‌های شیخ اجل نیست. در بخش «در صورت»، فقط پرداخت حکایات به روزرسانی شده ولی بُن و سخن باطنی آن حفظ شده. حکایت‌هایی هم که ساخته خودم بود را در کنار حکایاتی برگرفته از بوستان سعدی در بخش «در پرانتز» آورده‌ام.

در سال‌های اخیر مطبوعات ما پر بوده‌اند از شوخی‌های خنک و پندآموز با آثار شخصیت‌های کلاسیک مانند حافظ و سعدی. برای گذر از این گفتمان چه کرده‌اید؟

به جز تلاشی که برای پرداخت مناسب و جذاب نمودم، سعی کردم این کتاب از پشتوانه‌ی فکری برخوردار باشد. منظورم این است که خواننده هم بخندد، و هم ببیند که پشت این مزه‌پرانی‌ها، «تحلیل» هست وگرنه شوخی به تنهایی –حتی اگر موفق باشد- زود از خاطر پاک می‌شود. یکی از کتاب‌هایی که می‌توانم به عنوان پشتوانه‌ی فکری و تحلیلی «نئو گلستان» از آن یاد کنم، کتاب  «جامعه کوتاه مدت» آقای «هما کاتوزیان» بود.

آیا ساختار مسجع و متجانس زبان سعدی را حفظ کرده‌اید یا فرم روایی شما بر اساس زبان امروزی‌ست؟

بله. البته این هم جزو همان ریسکی بود که در بالا به آن اشاره کردم. تصمیم و سعی من بر حفظ ساختار بود و تغییر فرم به عنوان یکی از ابزار خنداندن به کار گرفته شده است. در این راه دوستان بزرگوارم آقایان «محمدعلی رمضان‌پور» و «مهدی اسدزاده» که به نثر سعدی و متونی مثل تاریخ بیهقی اشراف داشتند، در مراحل بازنویسی کتاب من را یاری دادند. در واقع این دو نفر، آهنگ‌ساز و تنظیم‌کننده بودند و من خواننده!

اصولا با چه معیاری سراغ گلستان رفتید، هرچند ما در تاریخ ادبیات‌مان متن‌های زیادی در استقبال از گلستان می‌بینیم ولی این رفتار یعنی برخورد طنازانه، از کجا و چگونه به ذهن‌تان رسید؟

جواب این سؤال را در دو بخش «توانایی، هدف و پتانسیل گلستان» می‌دهم.

اول توانایی؛ اصولاً من و خیلی از همکارانم نمی‌توانیم بُعد طنز ماجراها را نبینیم. مایی که در بی‌امیدترین و خراب‌ترین دوران از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، طنز نوشتیم و طنز ساختیم. از همان نابسامانی‌هایی که در آن غوطه‌ور بودیم. درباره‌ی دیدن روی طنز ماجراها این را به شما بگویم که وقتی 10 ساله بودم، در مراسم ختم پدر مرحومم نیز نمی‌توانستم اتفاقات خنده‌دار را نبینم. دستمال را جلوی صورتم می‌گرفتم و می‌خندیدم. چه جگری خون می‌شد از شاهدان صحنه!

درباره‌ی هدف: عظمت اسم سعدی و گلستان و این تصور که گلستان و کتب مشابه متعلق به دوران کهن هستند،

 ممکن است باعث فاصله گرفتن نسل من و بعد از من، از این دست متون شود. ولی وقتی با آن مواجه می‌شوید در می‌یابید که چالاک‌ترینِ سخن‌هاست. در واقع خواندن و فهمیدن نثر سعدی بسیار راحت‌تر از خواندن روزنامه‌های زمان ماست. دوست دارم بدانید برای من، هر یک نفری که به واسطه‌ی «نئو گلستان» با سعدی آشنا شود، یک بُرد بزرگ است.

درباره‌ی پتانسیل گلستان: این کتاب محترم، حکایات و جملات به غایت موجز و فشرده‌ای دارد که به نویسنده امکان گستردن و پرداخت بیشتر می‌دهند. مثل طلا، با قابلیت چکش‌خوری فوق‌العاده. به طور مثال:

ناخوش‌آوازی به بانگ بلند قرآن همی‌خواند صاحب دلی برو بگذشت گفت ترا مشاهره چندست گفت هیچ گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی‌دهی گفت از بهر خدای می‌خوانم گفت از بهر خدای مخوان

گر تو قرآن بدین نمط خوانی

ببری رونق مسلمانی

***
و یا:
هندوی نفط اندازی همی آموخت حکیمی گفت تو را که خانه نیین است بازی نه این است.
***
و:
اگر شب‌ها همه قدر بودی شب قدر بی‌قدر بودی.
***
وقتی کتاب «سعدی، شاعر عشق و زندگی» همایون کاتوزیان را خواندم، دریافتم سعدی متخصصی «زمینی» است که قرن‌هاست دو پایش را محکم بر زمین چسبانده و سعی و تلاش ذاتی مردم این سرزمین برای آسمانی کردن افراد محبوب هم نتوانسته پای او را از زمین بکَند. وقتی این را بهتر می‌فهمیم که می‌بینیم سعدی در دیباچه‌ی گلستان، به «تألیف» گلستان اشاره می‌کند و نه الهام‌شدن گلستان و قص علی هذه. بدین صورت با مطالعه‌ی کتاب آقای کاتوزیان با مرام و اندیشه‌ی عالی ولی «زمینی» سعدی آشنا شده و تصمیم گرفتم ترجمه‌ای امروزی و خوش‌خوان از این کتاب ارجمند برای مردم امروز بنویسم.

آیا این کتاب پروژه‌ای‌ست ادامه‌دار یا خیر؟ فقط با همین اثر فعلا تمام می‌شود؟

اوایل چنین تصمیمی داشتم ولی نوشتن داستان‌های کوتاهم برایم جذابیتی دارد که تمام حواسم را معطوف به خود کرده. البته اگر روزی احساس کنم حرف جدیدی هست که می‌توانم در قالب پارودی کتاب‌های کهن بزنم، حتماً این کار را خواهم کرد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This is a demo store for testing purposes — no orders shall be fulfilled. Dismiss