کتاب‌های پرفروش نشرچشمه تا امروز در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
May 1, 2015
«صدای افتادن اشیا» به کتابفروشی‌ها آمد
May 2, 2015

«دشمن» یکی از مشهورترین رمان‌های «جی.ام.کوتسی» برنده‌ی نوبل ادبیات سال 2002 است. رمانی که با ترجمه‌ی «ونداد جلیلی» از سوی نشرچشمه منتشر شده است.

«دشمن» رمانی است که سبب شد منتقدان ادبی گوشه‌ و کنار دنیا با این نویسنده بیشتر آشنا شوند. این نویسنده‌ی سفید‌پوست اهل آفریقای جنوبی که با داستان‌های ضدآپارتایدش شناخته شده بود با این رمان سویه‌ی دیگری از توانایی‌هایش را به نمایش گذاشت.

در واقع منتقدان، آثار او را با نوشته‌های نویسندگانی چون ناباکوف، کافکا و کنراد مقایسه می‌کردند و زمانی که آثار بالیده‌ترش  همچون «دشمن» در سال 1986 منتشر شد، بیش از پیش با تحسین و استقبال روبه‌رو شد.

رمان «دشمن» طرح داستانی عجیبی دارد، «کوتسی» رمانش را حول‌ محور داستان قدیمی «رابینسون کروزوئه» می‌سازد. «دشمن» روایت دوباره‌ی داستان «رابینسون کروزوئه دفو»، این بار در شهر لندن است. این داستان با بازآفرینی متنی تحسین شده از استعمار بریتانیایی، راهبرد خاص داستان‌پردازی پسااستعماری را انتخاب می‌کند و واکنشی به فرهنگ استعمارگراست. «دشمن» داستانی درباره داستان‌پردازی است؛ راوی زن رمان، «سوزان بارتون»، به دنبال ناشری برای چاپ داستانش می‌گردد و همه‌چیز پیچیده‌تر می‌شود.

«جیمز پروکتر» منتقد ادبی سرشناس آمریکایی درباره‌ی این رمان می‌گوید: «”دشمن” با وجود غنا و تنوع صدا، به گونه‌‌ای چشم‌گیر داستانی است درباره سکوت، سکوت فریادی که کوتسی از نمایش صدایش سر باز می‌زند. گرچه سکوت در این متن مرکزیت دارد، اما کوتسی می‌کوشد سرحدی را نشان دهد که در آن زبان نیز ابزاری کلیدی در دست استعمار است.»

«کوتسی» یکی از مقبول‌ترین چهره‌های داستان‌نویسی است که در یک دهه‌ی اخیر افتخار دریافت نوبل ادبیات را داشته‌اند، او علاوه بر جایزه‌ی نوبل 2002 که به پاس مجموعه‌ی فعالیت‌های ادبی‌اش به او اعطاء شد، تاکنون یازده جایزه‌ی ادبی دیگر نیز دریافت کرده است.

 

کوتسی مردی گوشه‌گیر و آرام است و به‌ندرت با رسانه‌های گروهی ارتباط می‌گیرد و اگر لازم بداند، ترجیح می‌دهد از طریق پُستِ الکترونیکی حرف‌هایش را بزند. او برای دریافت دو جایزه‌ی بوکر شخصاً به لندن نرفت و در سال ۲۰۰۳ هم پس از اعلام برنده شدن نوبل حاضر به مصاحبه با خبرنگاران نشد. او در جایی نوشته‌است، «راه سومی میان حرف زدن و سکوت کردن وجود دارد، و آن ادبیات است. زبانی که من با آن سخن می‌گویم مناسب نوشتن است، نه گفت‌وشنود.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *